عاشقانه

چه بر سر داری ای دلبر تو امشب؟
چرا  کردی   دلم  ویرانه امشب؟
زِ دستِ  کُشته ی  مستِ نگاهت
نمی نوشی می از پیمانه امشب
به پایت  ماندم  و نامانده رفتی
چرا جوئی می از بیگانه امشب؟
دلم  پیشِ   تو  و  با  دیگرانی
نخواندی قصّه و افسانه امشب
نشانِ عشقِ  تو  بر سینه دارم
شدم میخوارِ این میخانه امشب
سحر شُد دل ندادی سوی دلبر
توئی جان و منم دیوانه امشب
دیدگاه ها (۲)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

چرا  کردی  دلم   ویرانه  اِمشَب؟زِ دستِ   کُشته ی  مَستِ  نِ...

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...هوای دیدنت پروانه ام کرد... شدم ...

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...هوای دیدنت پروانه ام کرد... شدم ...

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...هوای دیدنت پروانه ام کرد... شدم ...

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...هوای دیدنت پروانه ام کرد...شدم آ...

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...هوای دیدنت پروانه ام کرد... شدم ...

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...هوای دیدنت پروانه ام کرد... شدم ...

. نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...هوای دیدنت پروانه ام کرد... شد...

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...هوای دیدنت پروانه ام کرد... شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط