⭕️ هربار معلم با ترکه‌ی خیس انار پشت دست هایش میزد و صدای

⭕️ هربار معلم با ترکه‌ی خیس انار پشت دست هایش میزد و صدای گریه اش بلند میشد، بابا از حیاط خانه داد میزد نزن بی انصاف قاسم دست هایش کثیف نیست پوستش سیاه است
همه‌ی پائیز و زمستان دست‌هایش از سرما و کار سیاه بود...

این #قهرمان_من هست که طعم فقر رو چشیده
#Hero

👤 باران وکیلی ♭
دیدگاه ها (۲)

{محکوم به لمس } part ۲۶ 杂交种آرو وقتی سکوتش را دید لجباز و یه...

عزت ملت

⭕️جزئیات جدیدی از زندگی سردار سلیمانی🔻هربار معلم با ترکه‌ی خ...

به نام خدا سلام ... شب خوش دوستان زنگ  انشاء  شد  عزیزان   د...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁹⁴..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨بعد از رفتن جونگکوک، لوسیا چن...

My vampire partner part : 14

داستان فقر است (جالبه بخونین) پرونده اش را زیر بغلش گذاشتند...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 149✦..........................

عباس شبرو

یاد ِ آن روزی که ما هم "آب بابا" داشتیمدفتر ِ خط خورده ی ِ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط