چنان ز پند شما ناصحان زمین گیرم

چنان ز پند شما ناصحان زمین گیرم
که گر دوباره نصیحت کنید، می میرم
مرا به خویشتن خویش وانهید که من
نه از قبیله ی زهدم ، نه اهل تزویرم
دیدگاه ها (۶)

نمی‌دانم از چه می‌گریزم؛از آدم‌ها، از خویشتن، یا از آن غریبه...

🕊️همه در پیِ دنیا؛ ما در پیِ رهایی از خویش...«این شهر، جنگلِ...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

در دَستِ بانویی، به نَخی گُفت سوزنیکای هَرزِه‌گَردِ بی‌سَر و...

◻️ شعرخوانی جناب آقای سید داود دهقانی در حلقه ادبی نیستان ار...

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

»»» آیه ی روز :**************(ارسال شده توسط برنامه ی «قلم ق...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

چند پارتی بازی ممنوع

پارت ۱۰بعد از اون نبردِ نفس‌گیر، آرامشِ کاذبی حاکم شده بود. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط