نمی شناسم تـان

نمی شناسم تـان
امـا
در این قاب تصــویر
نگاه تـان خیلی آشناست
اینقدر که دلتنـگ‌تان می شوم
کاش شرمنـده نگاه آشنایتـان نباشم

گردان مالک اشتر
لشکر ویژه ۲۵کربلا
#با_شهدا_گم_نمی_شویم
دیدگاه ها (۱)

کاش می‌شد... از بوها، صداها، آغوش‌ها و جای خالی آدم‌ها عکس گ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۹ | «یک جای خاص»...

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

سلام به همه همراهان عزیز

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_15فصل هشتم | فق...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️ایوان پرسید:«چی شده؟»پاندورا به تصویر خیره...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وهشتم 𓆪 🖤🥀اسما به عکس خیره مانده بود.ـ ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

برادر ناتنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط