مدلینگ (پارت ۷۴)
// بعد شام //
دور هم نشسته بودیم
لیا: بریم؟ *رو به کوک*
کوک: بریم
لیا: ممنون بابت شام ببخش زحمت دادیم*لبخند*
لونا: میموندین حالا*😕* نه بابا زحمت چی، خودتم تو زحمت افتادی کمک کردی
لیا: نه دیگه بریم، بعدم نمیشد که من بشینم تو کار کنی
ته: بازم تشریف بیارید
کوک: حتما
ته: راستی فردا ساعت شش صبح راه میوفتیما
کوک: اوکی
لیا داشت کفش میپوشید ته هم دم در بود، کوک داشت میرم که میکشم کنار دیوار
کوک: چیکار میکنی *تعجب*
لونا: بنده ی خدا، بنظرت چیکارت دارم جلو تهیونگ و لیا😐
کوک: *خنده* بگو
لونا: این چند ساعتو دیدی؟
کوک: هوم
لونا: همچین کارایی کن بخنده منهای اینکه خودتو بزنی به مردن *چشغره*
کوک: *خنده* باش باش ، ممنون از کمکت
لیا: قربونت
// ویو لیا //
کفشمو پوشیدم
لیا: بیا دی...*نگاه حسود عصبی*
ته: لونا کجای...*عصبی میشه* چشمم روشن
لونا و کوک: *قهقهه*
لونا: برو تا نکشتنمون *خنده*
کوک: خدافظ *خنده*
همه: بای
بدون توجه به کوک میرم سمت ماشین
کوک: لیااااااا
میاد دنبالم
کوک: به لونام اعتماد نداری؟
خواستم اذیتش کنم
لیا: چرا ولی به تو نه
کوک: مرررسیییی، اینه جوابم؟ *کمی عصبی*
لیا: آره
کوک: آفرین دیگه *کمی عصبی*
میخندم
لیا: مگه میشه اعتماد نداشته باشم
لبمو میبوسه منم همراهی میکنم بعد چند مین از هم جدا میشیم
کوک: بسه بقیش برا خونه *خنده*
لیا: *خنده* میشه اول بریم خونه بابام؟ میخوام بفهمه رابطمون خوب شده
کوک: چشم لیدی
میشینیم تو ماشین و حرکت میکنیم
لیا: کوکی ینی دوباره حا*مله میشم؟
کوک: چرا که نه، بریم خونه ، ۸ قلو *خنده*
لیا: به تو باشه که پرورش بچه باز میکنی*خنده*
کوک: فکر خوبیها *خنده*
لیا: یااااا*خنده*
میخنده
لیا: بابت امروز ممنونم روحیم خیلی تغییر کرد
کوک: قوربونت بشم من
لیا: خدا نکنه عشقم
حمایت یادت نره کیوتی🙃🫶🏻
~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#فیک_بی_تی_اس
#جونگکوک
#تهیونگ
#جی_کی
#وی
#فیک_جونگکوک
#فیک_تهیونگ
#فیک_تهکوک
#bts
#BTS
#V
#Teahyung
#Jungkook
#JK
دور هم نشسته بودیم
لیا: بریم؟ *رو به کوک*
کوک: بریم
لیا: ممنون بابت شام ببخش زحمت دادیم*لبخند*
لونا: میموندین حالا*😕* نه بابا زحمت چی، خودتم تو زحمت افتادی کمک کردی
لیا: نه دیگه بریم، بعدم نمیشد که من بشینم تو کار کنی
ته: بازم تشریف بیارید
کوک: حتما
ته: راستی فردا ساعت شش صبح راه میوفتیما
کوک: اوکی
لیا داشت کفش میپوشید ته هم دم در بود، کوک داشت میرم که میکشم کنار دیوار
کوک: چیکار میکنی *تعجب*
لونا: بنده ی خدا، بنظرت چیکارت دارم جلو تهیونگ و لیا😐
کوک: *خنده* بگو
لونا: این چند ساعتو دیدی؟
کوک: هوم
لونا: همچین کارایی کن بخنده منهای اینکه خودتو بزنی به مردن *چشغره*
کوک: *خنده* باش باش ، ممنون از کمکت
لیا: قربونت
// ویو لیا //
کفشمو پوشیدم
لیا: بیا دی...*نگاه حسود عصبی*
ته: لونا کجای...*عصبی میشه* چشمم روشن
لونا و کوک: *قهقهه*
لونا: برو تا نکشتنمون *خنده*
کوک: خدافظ *خنده*
همه: بای
بدون توجه به کوک میرم سمت ماشین
کوک: لیااااااا
میاد دنبالم
کوک: به لونام اعتماد نداری؟
خواستم اذیتش کنم
لیا: چرا ولی به تو نه
کوک: مرررسیییی، اینه جوابم؟ *کمی عصبی*
لیا: آره
کوک: آفرین دیگه *کمی عصبی*
میخندم
لیا: مگه میشه اعتماد نداشته باشم
لبمو میبوسه منم همراهی میکنم بعد چند مین از هم جدا میشیم
کوک: بسه بقیش برا خونه *خنده*
لیا: *خنده* میشه اول بریم خونه بابام؟ میخوام بفهمه رابطمون خوب شده
کوک: چشم لیدی
میشینیم تو ماشین و حرکت میکنیم
لیا: کوکی ینی دوباره حا*مله میشم؟
کوک: چرا که نه، بریم خونه ، ۸ قلو *خنده*
لیا: به تو باشه که پرورش بچه باز میکنی*خنده*
کوک: فکر خوبیها *خنده*
لیا: یااااا*خنده*
میخنده
لیا: بابت امروز ممنونم روحیم خیلی تغییر کرد
کوک: قوربونت بشم من
لیا: خدا نکنه عشقم
حمایت یادت نره کیوتی🙃🫶🏻
~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#فیک_بی_تی_اس
#جونگکوک
#تهیونگ
#جی_کی
#وی
#فیک_جونگکوک
#فیک_تهیونگ
#فیک_تهکوک
#bts
#BTS
#V
#Teahyung
#Jungkook
#JK
- ۲۶.۱k
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط