p2
p2
☆فاجعه ای به نام ما☆
ویو لونا
رفتم که اماده بشم اون دوتا اسکل رو هم از اتاق انداختم بیرون، یه لباس خیلی قشنگ پوشیدم و یه ارایش ملایم انجام دادم و رفتم پیشه دخترا
میمون هایه عزیزم خیلی خوشگل شده بودن
لینا: چته مثله خر زل زدی به ما«سوالی»
لونا: خر عمته کثافت، لیاقت نداری چشمایه قشنگم تو رو ببینن«غرغرو و کیوت»
لینا: باشه بابا نخوریمون کیوت خانم«خنده»
لونا:کی.......
خواستم جوابش رو بدم که یونجی نزاشت
یونجی: بابا دو دقیقه مثله ادم باهم حرف بزنید «خنده»
لونا: باشه بریم تا دیر نشده«مهربون»
( علامت مامان جون رو اینجوری مینویسم م.ج)
م.ج: کجا میرین دخترا«مهربون»
لینا: مامانی میخوایم بریم بیرون اگه دیر کردیم تو شام بخور ما بیرون میخوریم«لبخند»
م.ج: باشه مراقبه خودتون باشین«مهربون»
لینا،یونجی،لونا: چشم«مهربون»
ویو یونجی
با لونا و لینا رفتیم بیرون رسیدیم شهر بازی رفتیم بلیت گرفتیم و کلی بازی کردیم که یه پسره اومد سمتمون
یونجی: فرمایش«جدی»
(علامت پسره رو اینجوری میزنم +)
+اوووو بچه جون چرا اینقدر جدی هستی بهت نمیاد اینجوری باشی«خنده»
لینا: ببین اقا پسر یا گورت رو گم میکنی یا بزنم فکت رو بیارم پایین«عصبی»
+اوه اوه چه حرفا خیلی ترسیدم، تو میخوای من رو بزنی«جدی»
لینا: میخوای امتحانش کنی«عصبی»
لونا: لینا اروم باش«ترسیده»
لینا: تو عقب وایسا«عصبی»
یونجی: ببین یا میری یا جنازت رو تحویل خانوادت میدیم«عصبی»
+ببین بچه جون دیگه داری اون رویه سگه من رو بالا میاری «جدی»
یونجی: مثلا میخوای چیکار کنی«بیخیال»
لینا: یونجی «با سر بهش فهموند چیکار کنه»
دو تایی رفتیم سمته پسره و تا تونستیم زدیمش که یکی دستم رو از پشت کشید
لونا: یونجی اروم باش«ترسیده»
یونجی: نمیشه«عصبی»
لینا: یونجی، لونا فرار کنید«داد»
فقط شنیدم فرار کنید سریع دسته لونا رو گرفتم و دویدم پنج دقیقه بود داشتیم میدویدیم که رفتیم تویه یه کوچه
داشتم نفس نفس میزدم که لینا گفت
لینا: وایی خیلی زدنه اون پسره حال داد«خنده»
لونا: به خدا شما دیوونه شدین«نفس نفس»
یونجی: چرا یهو گفتی فرار کنید«خنده»
لینا: داشتم پسره رو میزدم که دیدم چندتا پسر دیگه هم دارن میان سمتمون«خنده»
لونا: نیشتون رو ببندید اون ماشینه رو ببینین چقدر باحاله«ذوق»
لینا و یونجی: چه باحاله«جیغ»
لونا: ماله هرکی باشه به ما چه بیاین بریم خونه الان مامان جون نگران میشه«مهربون»
لینا: پوففف لونا چقدر ضده حالی، بیاین بریم «خسته»
از کوچه اومدیم بیرون که........
خماری تا پارت بعد
اینم از پارت دو که قول داده بودم 60 تایی بشیم میزارم 💜
شرایط پارت سه
65 تایی بشیم
لایک 10
کامنت 15
☆فاجعه ای به نام ما☆
ویو لونا
رفتم که اماده بشم اون دوتا اسکل رو هم از اتاق انداختم بیرون، یه لباس خیلی قشنگ پوشیدم و یه ارایش ملایم انجام دادم و رفتم پیشه دخترا
میمون هایه عزیزم خیلی خوشگل شده بودن
لینا: چته مثله خر زل زدی به ما«سوالی»
لونا: خر عمته کثافت، لیاقت نداری چشمایه قشنگم تو رو ببینن«غرغرو و کیوت»
لینا: باشه بابا نخوریمون کیوت خانم«خنده»
لونا:کی.......
خواستم جوابش رو بدم که یونجی نزاشت
یونجی: بابا دو دقیقه مثله ادم باهم حرف بزنید «خنده»
لونا: باشه بریم تا دیر نشده«مهربون»
( علامت مامان جون رو اینجوری مینویسم م.ج)
م.ج: کجا میرین دخترا«مهربون»
لینا: مامانی میخوایم بریم بیرون اگه دیر کردیم تو شام بخور ما بیرون میخوریم«لبخند»
م.ج: باشه مراقبه خودتون باشین«مهربون»
لینا،یونجی،لونا: چشم«مهربون»
ویو یونجی
با لونا و لینا رفتیم بیرون رسیدیم شهر بازی رفتیم بلیت گرفتیم و کلی بازی کردیم که یه پسره اومد سمتمون
یونجی: فرمایش«جدی»
(علامت پسره رو اینجوری میزنم +)
+اوووو بچه جون چرا اینقدر جدی هستی بهت نمیاد اینجوری باشی«خنده»
لینا: ببین اقا پسر یا گورت رو گم میکنی یا بزنم فکت رو بیارم پایین«عصبی»
+اوه اوه چه حرفا خیلی ترسیدم، تو میخوای من رو بزنی«جدی»
لینا: میخوای امتحانش کنی«عصبی»
لونا: لینا اروم باش«ترسیده»
لینا: تو عقب وایسا«عصبی»
یونجی: ببین یا میری یا جنازت رو تحویل خانوادت میدیم«عصبی»
+ببین بچه جون دیگه داری اون رویه سگه من رو بالا میاری «جدی»
یونجی: مثلا میخوای چیکار کنی«بیخیال»
لینا: یونجی «با سر بهش فهموند چیکار کنه»
دو تایی رفتیم سمته پسره و تا تونستیم زدیمش که یکی دستم رو از پشت کشید
لونا: یونجی اروم باش«ترسیده»
یونجی: نمیشه«عصبی»
لینا: یونجی، لونا فرار کنید«داد»
فقط شنیدم فرار کنید سریع دسته لونا رو گرفتم و دویدم پنج دقیقه بود داشتیم میدویدیم که رفتیم تویه یه کوچه
داشتم نفس نفس میزدم که لینا گفت
لینا: وایی خیلی زدنه اون پسره حال داد«خنده»
لونا: به خدا شما دیوونه شدین«نفس نفس»
یونجی: چرا یهو گفتی فرار کنید«خنده»
لینا: داشتم پسره رو میزدم که دیدم چندتا پسر دیگه هم دارن میان سمتمون«خنده»
لونا: نیشتون رو ببندید اون ماشینه رو ببینین چقدر باحاله«ذوق»
لینا و یونجی: چه باحاله«جیغ»
لونا: ماله هرکی باشه به ما چه بیاین بریم خونه الان مامان جون نگران میشه«مهربون»
لینا: پوففف لونا چقدر ضده حالی، بیاین بریم «خسته»
از کوچه اومدیم بیرون که........
خماری تا پارت بعد
اینم از پارت دو که قول داده بودم 60 تایی بشیم میزارم 💜
شرایط پارت سه
65 تایی بشیم
لایک 10
کامنت 15
- ۴۱۲
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط