{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
وز بستر عافیت برون خواهم خفت
باور نکنی خیال خود را بفرست
تا در نگرد که بی‌تو چون خواهم خفت
نی قصه‌ی آن شمع چگل بتوان گفت
نی حال دل سوخته دل بتوان گفت
غم در دل تنگ من از آن است که نیست
یک دوست که با او غم دل بتوان گفت
اول به وفا می وصالم درداد
چون مست شدم جام جفا را سرداد
پر آب دو دیده و پر از آتش دل
خاک ره او شدم به بادم برداد
نی دولت دنیا به ستم می‌ارزد
نی لذت مستی‌اش الم می‌ارزد
نه هفت هزار ساله شادی جهان
این محنت هفت روزه غم می‌ارزد
دیدگاه ها (۱)

(عصر خوبی داشته باشی. )اول به وفا می وصالم دردادچون مست شدم ...

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت وز بستر عافیت برون خواهم خفت ...

امشب ز غمت ميان خون خواهم خفت / وز بسترِ عافيت برون خواهم خف...

.امشب ز غمت میان خون خواهم خفتوز بستر عافیت برون خواهم خفتبا...

امشب ز غمت میان خون خواهم خفتوز بستر عافیت برون خواهم خفتباو...

امشب ز غمت میان خون خواهم خفتوز بستر عافیت برون خواهم خفتباو...

گیلانسرزمین تالش بزرگ #ماسال.اول به وفا می وصالم درداد.چون م...

امشب زغمت میان خون خواهیم خفتوز بستر عافیت برون خواهیم خفتبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط