امشب ز غمت میان خون خواهم خفت

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
وز بستر عافیت برون خواهم خفت

باور نکنی خیال خود را بفرست
تا در نگرد که بی‌تو چون خواهم خفت
#حافظ

@siahchal2
دیدگاه ها (۱)

نه صبر هست ما را، نه دل، نه تاب هجرانماییم و نیمه جانی، آن ه...

تو ز ما فارغو ما از تو پریشانتا چند...؟ #سعدی@siahchal2

گر چه وصالش نه به کوشش دهندهر قدر ای دل که توانی بکوش #حافظ@...

ساکنان دریا بعد از مدتی صدای امواج دریا را نمی شنوندچه تلخ ا...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزارا...

#زیرسایه_مرگpart:1روی زمین خم شدم و آروم چاقویی که به خون آغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط