{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در سکوت تن این خانه تو را می خواهم

در سکوت تن این خانه تو را می خواهم
روی آرامش یک شانه تو را می خواهم
شعرم از جنس غروب است و پر از تنهایی
کنج آن کلبه ی ویرانه تو را می خواهم
سوختم آب شدم ریختم از داغ خودم
مثل رقصیدن پروانه تو را میخواهم

توی این شهر اگر مست نباشم چه کنم
مثل هر عاشق دیوانه تو را میخواهم

غم به روی سر من سایه کشیده ست ولی
دام بردار که بی دانه تو را می خواهم

روز و شب در تن تنهایی خود می رقصم
توی این شهر غریبانه تو را می خواهم

از من خسته گریزان شده حتی دل من
با پرستش شده بیگانه تو را می خواهم


#پرستش_مددی
دیدگاه ها (۱)

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

پارت ۱: نفوذ به جهنمبارونِ شدیدی به شیشه‌هایِ بخارگرفته‌یِ ا...

پارت ۴۸

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

I can be myself with himPart⁹¹نمیدونم چقدر وقت گذشته بود..کل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط