سناریو

وقتی چهارشنبه سوری میاریشون تو خیابونا
نامجون:یاااا این چیه؟؟
ا/ت:بمبه.. نه نه نامجون؛///
نامجون:حدقل بش دست بزنم
ا/ت:باشه دست بزن:/
(و بدین شکل کل اون محله میره رو هوا)
.
.
جین:من گفتم غذا درست میکنم تو گفتی بریم بیرون ببین جنگ جهانی سومهههه
ا/ت:شعت.. حواسم نبود براش توضیح بدم چارشنبه سوری مراسمه..
.
.
شوگا:(تو تاکسی) ا/ت من دارم برمیگردم کره نمیتونم بکپم همش صدای بمب میاد.
.
.
جیهوپ:(ایشون تو بیمارستانن بس ک ترسید تهش غش کرد)
.
.
جیمین:(با لحن کیوت) ا/ت جان من بریم خونه..
.
.
تهیونگ:خوب شد یونتانو نیوردم ایران:/وگرنه بچم رو هوا بود الان..
ا/ت:تحت هر شرایطی تو نگران یونتانیییی:////
.
.
جونگکوک:الو ا/ت
ا/ت:هوم؟
جونگکوک:من اومدم شیر موز بخرم الان توضیح میخام چرا اینجا بمب میزنن
ا/ت:(جر خوردن) اولن اونا بمب نیستن و ترقن دومن کوک فقط بیا خونه مراقبم باش شیر موزات منفجر نشن و سومن یادم بیار رسیدی خونه ب بچها بگم ترقه بازی و تموم کنن😂(بچه ا/ت سر دسته کسایین ک ترقه میزنن😂😂)
.
.
اگ ریدم ببخشید
اولین بارم بود:/
دیدگاه ها (۸)

P17چون مستقیم از کمپانی اومده بود کافه لباسای رسمیش تنش بود،...

سناریو BTS

Family members

فیک دو راهی عشق پارت 6

باران خونp43

بیدار شدم و شروع کردم به جمع کردن خونه کوک کلی وسیله اورده ب...

[پارت 23]ا/ت: تهیونگ وای وای تهیونگ: چیشدهههه ا/ت: گشنمههههه...

هشق دست نیافتنی p12(فصل دوم) تهیونگ: چرا ا. ت از مریضیش چیزی...

(تو مال منی) 𝑝𝑎𝑟𝑡 : ۱۹لارا : عامم ... هیچی به خدا ..‌.‌‌‌......

فیک دختری که دوست داشت پرواز کند پارت۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط