{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهارم

پارت چهارم
جین به سمت حمام رفت نیم ساعت بعد بیرون آمد و رفت به سمت لونا
همان لحظه صدای در بلند شد
لونا بدون اهمیت به جین به سمت در رفت درو باز کرد با کسی که دید خشکش
زد
لونا: م..میا
جین تا این اسم رو از زبون دخترکش شنید به سمت در رفت
میا محکم درو حل داد اومد داخل
میا: سلام من اومدم
لونا: میا لطفاً بس کن( بغض )
میا: جین بهش نگفتی امشب چیشده نه
جین: میا برو بیرون
میا: من امشب فقط جین رو بغل نکردم بوسیدمش و
جین: میا گمشو بیرون( عربده )
صدای گریه های دخترک کل عمارت رو پر کرده بود میخواست بره که میا دستش رو محکم گرفت
میا: اگر تو تو زندگی من نمیومدی منو جین بهم میرسیدم
دختر با این حرف وایساد انگار که انسان نیست یک مجسمه هست
میا ادامه داد: جین منو دوست داشته خودش بهم گفت
جین: اوکی کامل بگو دیگه من وقتی عاشق ت بودم که تو دوست پسر داشتی بعد کات کردی من بهت اعتراف کردم ولی تو ردم کردی بعد من فراموشت کردم
میا: اگر این دختر نبود تو منو هنوز دوست داشتی( داد )
جین: روزی که گفتی برات مهم نیستم احساس من رفت میفهمی
جین میا رو از خونه انداخت بیرون
و شروع به حرف زدن با دخترش کرد
جین: بهم اعتماد داری( گریه )
لونا: نیاز به وقت دارم
دیدگاه ها (۴)

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:75باورم نمیشد....امکان نداشت....

پارت یکویو لوناسلام من لونا هستم دوسال هست که با جیهوپ ازدوا...

مهمونی پارت ۴۹

وقتی هم دانشگاهی بودید و ..Part: ³وای نه ایکاش بر می‌گشتم به...

ازدواج اجباری

رقص مرگ و عشقp³یهو در اتاق با شدت باز شد که جونگکوک رو دیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط