وقتی هم دانشگاهی بودید و ..

وقتی هم دانشگاهی بودید و ..
Part: ³
وای نه ایکاش بر می‌گشتم به چند دقیقه پیش
مردتیکه چندش همین و کم داشتم با بی حوصلگی غریدم
+ استاد میشه برم سرویس ؟
نگاهش رو از روی دفترش برداشت او سمت من داد که یه ابروش رو بالا داد که سعی کردم خندم رو کنترل کنم
)سرویس ؟ ( پوزخند) شما سه نفر تو خوابتون ببینید بزارم از این کلاس برید بیرون ( جدی )
با چیزی که گفت اب دهنم رو قورت دادم
منو لونا نگاهی بهم کردیم وای نه دوباره به سینما نمی رسیم چقد لونا اصرار کرده بود
) این کلاس رو تمیز تحویل من میدید شما سه نفر اگر ندید از نمرتون کم میشه
منو لونا نگاهی بهم کردیم و نشستیم روی صندلی هامون که با صدای داد استاد تقریبا یه متر پریدم
)فهمیدید یا نه ؟ نشنیدم بگید چشم ( جدی )
چشمی هممون گفتیم نگاهی به پشتم کردم که اون مرتیکه داشت با پوزخند نگام میکرد واای من باید با این مرد تیکه این جا رو تمیز کنم ؟؟ حتی فکرشم بهم حالت تهو دست میدهههه
ادامه دارد ...
دیدگاه ها (۳)

پارت 2کمکش کردم برگه هاش رو جمع کنه و سریع دوئیدم سمت کلاس ...

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟹سه ماه بعد...همه چیز خیلی عادی پیش میرفت.کلاس زبان تموم...

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 11#لینو #فیکشنلونا هنوز منتظر جواب ...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

Do I love him, or do I hate him?P²⁶**ویو کوک**توی کلاس نشسته...

پارت سه لونا: بیاین داخلویو لونا همشون اومدن داخل و مشغول حر...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۳روی صندلی نشستم و دستام...

وقتی استادت بود:P:5ویو کوک:که یک دفعه ایی دستشو گزاشت روی سر...

پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط