{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت:

حکایت:
شخصی به پسرش وصیت کرد که پس از مرگم جوراب کهنه یی به پایم بپوشانید،میخواهم در قبر در پایم باشد.
وقتی که پدرش فوت کرد و جسدش را روی تخته شست و شوی گذاشتند تا غسل بدهند، پسر وصیت پدر خود را به امام اظهار کرد، ولی امام ممانعت کرد و گفت: طبق اساسات دین اسلام، هیچ میت را به جز کفن چیزی دیگری پوشانیده نمی شود!
ولی پسر بسیار اصرار ورزید تا وصیت پدرش را بجای آورند، سر انجام تمام علمای شهر یکجا شدند و روی این موضوع مشوره کردند، که سر انجام به مناقشه انجامید....
در این مجلس بحث ادامه داشت که ناگهان شخصی وارد مجلس شد و نامه پدر را به دست پسر داد، پسر نامه را باز کرد، معلوم شد که نامه (وصیت نامه) پدرش است و به صدای بلند خواند:
پسرم! میبینی با وجود این همه ثروت و دارایی و باغ و ماشین واین همه امکانات وکارخانه حتی اجازه نیست یک جوراب کهنه را با خود ببرم.
یک روز مرگ به سراغ تو نیز خواهد آمد، هوشیار باش، به توهم اجازه یک کفن بیشتر نخواهند داد. پس کوشش کن از دارایی که برایت گذاشته ام استفاده کنی و در راه نیک و خیر به مصرف برسانی و دست افتاده گان را بگیری، زیرا یگانه چیزی که با خود به قبر خواهی برد همان اعمالت است...
دیدگاه ها (۱۰)

زندگی کن! هم اکنون زندگی کن!اگر تفکر امروز را داشتم ،اشتباها...

. آقا جان تمام این سالها که درس خواندیم;.""دبیر ریاضی"" به م...

صادق هدایت چه قشنگ گفت:نابینا غصه نخور . .در دنیا چیز قشنگی ...

#داستان_شبشخصی به پسرش وصیت کرد که پس از مرگم جوراب کهنه ای ...

پارت۴۶اعلامِ پدرصبح، عمارتِ کیم برخلاف همیشه شلوغ بود. ماشین...

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

پاسخ امیرحسین ثابتی به آقازاده رئیس جمهور؛یوسف خان! به پدرت ...

پاسخ امیرحسین ثابتی به آقازاده رئیس جمهور؛ یوسف خان! به پدرت...

وصیتشخصی به پسرش وصیت کرد که پس از مرگم جوراب کهنه ای به پای...

شخصی به پسرش وصیت کرد که پس از مرگم جوراب کهنه ای به پایم بپ...

شخصی به پسرش وصیت کرد که پس از مرگم جوراب کهنه ای به پایم بپ...

شخصی به پسرش وصیت کرد که پس از مرگم جوراب کهنه ای به پایم بپ...

همان اعمالت استشخصی به پسرش وصیت کرد که پس از مرگم جوراب کهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط