{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رویت آن سو میکنی ، تا باز می بینی مرا

رویت آن سو میکنی ، تا باز می بینی مرا

در قدم برداشتن ها می شتابی خب که چه


مثل آهویی کــه گم کرده ست راه خانه اش

اینچنین بی تاب و غرق التهابی خب که چه
دیدگاه ها (۲)

پآرت¹⁴... نوا: یونگی باز نمیشه!یونگی به زور سعی میکرد درو با...

می نویسمـ دوستتــ دارمـبخوان دلمـ برایتــ تنگــ شدهمی نویسم ...

بعضی درها با زور باز نمی‌شوند…با باور، شجاعت و قدم اول باز م...

فصل دهم _ خانواده ای که سویون را درک نمی‌کند صدای شکستن شیشه...

خانه دوست كجاست؟در فلق بود كه پرسيد سوارآسمان مكثی كردرهگذر ...

🙂‍↕️مثل عکسی که در آن خندهٔ من اجباری‌ست،زنده‌ام بی تو، ولی ...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

محال است لبخند بزندو حال دلمان عوض نشود..!!🙃خنده اش انگار فر...

موفقیت های بزرگ حاصل گام های کوچک

حرف از بنفشه بودکه بر پاشنه ی #آفتاب می چرخید و ذائقه ی پروا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط