{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پآرت¹⁴

پآرت¹⁴
...
نوا: یونگی باز نمیشه!
یونگی به زور سعی میکرد درو باز کنه و بالاخره باز کرد
یونگی نوا رو با قیافه خسته‌ای دید و موهای بشدت بهم ریخته
یونگی: خوبی؟
نوا: اوم
یونگی: خب، بریم
نوا رفت سمت دستشویی خیلی حالش خوب نبود دلش گرفته بود
رفت دید به به(🩸)شد
نوا: واای اخه الاننننن؟ زوده که!
کاراشو کرد و رف لباساشو سریع بپوشه
نوا همیشه سرحال بود ولی ایندفعه نه
یونگی داشت یچیزی میخورد تا برن
یونگی جلوی در بود داشت کفش میپوشید و گفت: اومدی؟؟؟
نوا: اره وایسا
داشت پ/د ورمیداشت
اخرسر رفت کیسه اب گرم ورداره واسه موارد ضروری
ولی نبود
نوا: یونگییییی!!!
یونگی: بله؟
نوا: کیسه ابگرم کجاست؟
یونگی: واسه چی میخوای؟
نوا: کجااااااست؟!
یونگی: اینجاست (نشونه رو به کشوی توی راهرو کرد)
نوا: مرسی
یونگی: بریم؟؟
اره وایسا
کفششو پوشید
*ویو توراه*
نوا خوابش میومد هی چرتش میگرفت
یونگی: چرا تو چرتی خوبی؟!
نوا: هاعع!؟(یهو از چرتش رف تو شک) ن اوکیم
*خب ویو کلاس*
می سو: سلامممم چطوری
نوا: سلام(خشک)
می سو: واا چرا خشکیییی خوبی؟
نوا : ن خیلی اوکی نیستم
می سو: اووو چی شددد دختررر‌ دیشبببب(منحرف شد)
نوا: واای چرتو پرت نگو می سو!🩸ام!(با حالت غر)
می سو: عااا خب بگووو از همون اول خیلی خب حالا ک اینجوری‌ای اون کاری ک دیشب گفتم میخوام امروز کنمو نمیکنم خیلی خوش نیستی
نوا:  اوو راستی نهه چیکار میخواستی کنی؟
می سو: اوو چی شد یهو کیفت کوک شددد
نوا: واای بگو رو مخم نروووووووو
می سو: خیلی خب ی کرمی دارم و باید فعالش کنم
نوا : هوووف باز چی؟
می سو:خب خودت ک میدونی راجب کیه دیگه هاها
نوا: یونگی، خب؟
می سو : افریننن میدونیاا
نوا: مشخصه
می سو: خب ببین...
من ی کرمیم گرفته برای یونگی
نوا: وای نه می سو ول کن یونگی حوصله اینجور چیزارو....
می سو: نه نه نه نه وایسا نمیخوام اذیتش کنم میخوام برم‌یچیزی بهش بگم
(از سر جاش پاشد)
نوا: (گرفتتش) نه نهههه بشینننننن! (داد)
واای ولممممم کن کار دارم خب وایسا بعد کلاس
نوا: ولللللل کنننن می سو بدش میاددددد
می سو: حالا وایسا اه
نوا: باشه، هرکاری میکنی ابروی منو نبر وگرنه من میدونم باتوووووووووو(با بی حوصلمی)
* ویو بعد کلاس😌🤌*
شرط پارت بعدی؟
لایک: ۳۰ (۳۰ به بالا چند پارتی میزارم)
کامنت ۲۰
بازنشر ۵
(برسونید الانم دیگه مدرسه هاس واقعا سخته سعی کردم این پارتو طولانی تر هم بزارممم پس حمااایت لطفااا💞)
دیدگاه ها (۳۱)

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

یونگی ویو اومدم نشستم دیدم اون دختره ا/ت با دهن باز بهم خیره...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

ببخشید این پارت رو جا گذاشتمپارت ۳۳یونگی میخوای چطور تنبهش ک...

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

فرشته مرگ منویو فردا صبح ویو الیناصدای زنگ اومد و از خواب پا...

پارت ۲۵ دکتر:خوشبختانه خوبه دختر قویه فقط باید روز به روز زخ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "25" "ویو جئون آنجلینا"بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط