{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنال ای بلبل مسکین که آوازت غمی دارد

بنال ای بلبل مسکین که آوازت غمی دارد
بهار از باغ بی‌برگی پریشان دفتری دارد

بنال ای دل، بنال ای دل، دل بی‌تاب بی‌ساحل

که دریا در شب طوفان شکوه دیگری دارد
رهایم کن که از آواز تا پرواز راهی نیست

قفس تصنیف آزادی است تا بلبل پری دارد
سبوی تشنه در صحرا به شوق باده می‌نالد

نمی‌بیند مگر باران که چشمان تری دارد
زمستان سر کن ای بلبل که هر غم آخری دارد..
دیدگاه ها (۲)

بنال ای بلبل مسکین که آوازت غمی داردبهار از باغ بی‌برگی پریش...

بنال ای بلبل مسکین که آوازت غمی داردبهار از باغ بی‌برگی پریش...

بخوان ای خسرو آواز، که آوازت باده ای داردبهار از باغ بی‌برگی...

مو پریشان میکنی حالم پریشان میشودخاطرناشادم از زلفت پریشان م...

عاشقانه

رسول چهارمحالی شاعر ازنایی

توران صمدانی

#satori

علی علیپور

تقدیم به اسمونکه از کلک هنر نقش دل انگیز خداییحیف باشد مهِ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط