{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخوان ای خسرو آواز، که آوازت باده ای دارد

بخوان ای خسرو آواز، که آوازت باده ای دارد
بهار از باغ بی‌برگی پریشان دفتری دارد
بنال ای دل، بنال ای دل، دل بی‌تاب بی‌ساحل
که دریا در شب طوفان شکوه دیگری دارد
رهایم کن که از آواز تا پرواز راهی نیست
قفس تصنیف شادی آزادی است تا بلبل پری دارد
سبوی تشنه در صحرا به شوق آوازت می‌نالد
نمی‌بیند مگر باران که چشمان تری دارد
ناله سر کن ای مرغ سحر که هر ناله آخری دارد
سلام دوستان گلم شبتون بخیر
95/11/2
دیدگاه ها (۱۲)

پروردگاراتنها درےڪہ همیشہصاحبخانہ با مهربانےمےگشایدخانہ شماس...

چشم وا کردم و دیدمڪ خدایم" تـــــو " شدیدفتر پر غزل خاطره ها...

داغ سنگینی دوباره بر دل مردم نشستکز وجودش قلب تهران و همه ای...

هر که گوید او منم او من نشد خوشه ی او لایق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط