بنگر آن ماه روی باده فروش

بنگر آن ماه روی باده فروش
غیرت آفتاب و غارت هوش
جام سیمین نهاده بر کف دست
زلف زرین فکنده بر سر دوش
غمزه اش راه دل زند که بیا
نرگسش جام می دهد که بنوش
غیر آن نوش لب که مستان را
جان و دل پرورد ز چشمهٔ نوش
دیده‌ای آفتاب ماه به دست
دیده‌ای ماه آفتاب فروش؟
دیدگاه ها (۷)

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

شکسته بغض توام گریه در گلو پاییز تو از کدام دیاری به من بگو،...

بنگر آن ماه روی باده فروشغیرت آفتاب و غارت هوشجام سیمین نهاد...

#کوروش_یغماییباز آی دلبـــرا! که دلم بی قـرار توستوین جان بر...

باز آی دلبـــرا! که دلم بی قـرار توستوین جان بر لب آمده در ا...

🦋🦋زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مستپیرهن چاک و غزل خوان ...

"غزلیات حافظ "غزل شماره ۲۶زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و ...

زلف آشفته و خِوی کرده و خندان لب و مستپیرهن چاک و غزل خوان و...

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مستپیرهن چاک و غزل خوان و ...

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مستپیرهن چاک و غزل خوان و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط