تنهایی عزیزم

تنهایی عزیزم
تنهایی مهربان
کمی رهایم کن
بگذار کمی نفس بکشم
ببینم
بشنوم
و بنویسم
قول می دهم برگردم
و این شعرها
ضمانت نامه ی برگشتنم
پیشت بماند
خودت می دانی
من و تو
آغشته به همیم
و عاق نمیشوی هرگز
از آغوش من
پس فرصتی بده
تا چشمانم
جان تازه ای بگیرند
برای اشک ریختن
و قَهقَهه کمی جایش را
به هِق هِق بدهد

تنهایی خوبم
بگذار بروم
کمی دست پدرم را ببوسم
و کمی برای مادرم بمیرم
و با دوستانم به سفر بروم

تنهایی قشنگم
اشکهایت را پاک کن
تنهایی که گریه نمی کند
به گریه می اندازد
نگران برگشتنم نباش
ما برای هم آفریده شده ایم
و‌از این دنیا هم
باهم خواهیم رفت..
منتظرم بمان..
دیدگاه ها (۳)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

معامله33جونگ‌کوک با شیطنت لبخند زد.«شوخی کردم... من نمیام. م...

پرنسس ناخواسته

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

برای خندیدنهنوز راه‌های زیادی پیدا می‌شودمی‌توانی جلوی آینه ...

برای خندیدن هنوز راه‌های زیادی پیدا می شود می توانی جلوی آین...

برای خندیدن هنوز راه‌های زیادی پیدا می شود می توانی جلوی آین...

من حدیث دل نا آرام دلارامم را ، مینویسم هر روز!!با کمی ذوق ،...

💔نقاشی بهانه بود، من عاشق قلم “مویت” شدم، همه چيز مى تواند م...

آرام بگیر جانم!بس است دیگر!گریه و زاری و شیون بس استتمامش کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط