{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
شمع را باید از این خانه به در بردن و کشتن
تا به همسایه نگوید که تو در خانه مایی
سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد
که بدانست که دربند تو خوشتر که رهایی
خلق گویند برو دل به هوای دگری ده
نکنم خاصه در ایام اتابک دوهوایی
دیدگاه ها (۱)

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمچه بگویم که غم از دل برو...

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمچه بگویم که غم از دل برو...

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی / عهد نابستن از آن به...

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی**عهد نابستن از آن به ...

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمچه بگویم که غم از دل برو...

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم:)

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفاییعهد نابستن از آن به که...

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفاییعهد نابستن از آن بهْ ک...

سخت...

من ندانستم از اول که تو بي مهر و وفاييعهد نابستن از آن به که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط