{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن

تا به همسایه نگوید که تو در خانه مایی

سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد

که بدانست که دربند تو خوشتر که رهایی

خلق گویند برو دل به هوای دگری ده

نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی

#سعدی♥️
دیدگاه ها (۰)

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیاییشمع را باید از این خان...

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمچه بگویم که غم از دل برو...

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی**عهد نابستن از آن به ...

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمچه بگویم که غم از دل برو...

سخت...

من ندانستم از اول که تو بي مهر و وفاييعهد نابستن از آن به که...

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفاییعهد نابستن از آن به که...

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم:)

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفاییعهد نابستن از آن به که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط