یا حضرت رقیه...👌❤🍀

بر #نیزه‌ها از دور می‌دیدم سرت را
#بابا! تو هم دیدی دو چشم دخترت را؟
چشمانم از داغ تو شد باغ #شقایق
در #خون‌‌ رها وقتی که دیدم پیکرت را
ای کاش جای آن همه #شمشیر و نیزه
یک بار می‌شد من #ببوسم حنجرت را
بابا تو که گفتی به ما از #گوشواره
همراه خود بردی چرا #انگشترت را
با #ضرب‌سیلی تا که افتادم ز ناقه
دیدم #کبودی‌های چشم مادرت را
یک روز بودم #یاس باغ آرزویت
حالا بیا با خود ببر #نیلوفرت را...📷📸






#آرامکده



💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

بر نیزه‌ها از دور می‌دیدم سرت رابابا! تو هم دیدی دو چشم دختر...

بر نیزه‌ها از دور می‌دیدم سرت رابابا! تو هم دیدی دو چشم دختر...

شب سوم محرم ویژه حضرت رقیه

#روز_سوم_محرم🏴#حضرت_رقیه(س)😭بر نیزه‌ها از دور می‌دیدم سرت را...

#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیهارقیه(سلام الله علیها ) در روز سوم ...

بر نیزه‌ها از دور می‌دیدم سرت رابابا! تو هم دیدی دو چشم دختر...

ای شاه بی لشکر بگو پس لشکرت کو؟گر تو سلیمانی بگو انگشترت کو ...

کربلایے محمدجوادحیــــدرے(پایگاه قتیل-ریحان):♦ ️ غزل روضه بی...

اشعار عصر عاشورازبان حال حضرت زینب سلام الله***ای شاه بی لشک...

شب سوم محرم : شب دردانه سه ساله ، حضرت رقیه (س) ای از سـفر ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط