شب سوم محرم : شب دردانه سه ساله ، حضرت رقیه (س)

شب سوم محرم : شب دردانه سه ساله ، حضرت رقیه (س)

 ای از سـفر برگشـته بابا، پیکرت کو؟ 
سـیمرغ قاف عاشـقی بال و پرت کو؟ 

بـر روی شــاخ نیـزه ها گل کرده بودی 
حـالا که پـائین آمدی برگ و برت کو؟ 

از من نمی پرسی چه شد این چند روزه؟ 
از من نمی پرسی نشـاط دخترت کو؟ 

آوای قـــرآن خـواندنت لالای ام بود 
قربان قرآن خواندن تو، حنجرت کو؟ 

لب های من مثـل لبت دارد ترک ها 
با این لب عطشان بگو آب آورت کو؟ 

کاری ندارم که چه شد موی سر من 
اما بگو بـابـای من موی ســرت کو؟ 

می گفت عمه با عمامه رفته بودی 
حـالا بگو عمـامه ی پیغمبــرت کو؟ 

بـابـا ، سراغ از گوشـوار من نگیری! 
من از تو پرسیدم مگر انگشترت کو؟ 

این چند روزه هر کسی سوی من آمد 
فریاد می زد خارجی پس زیورت کو؟ 

بعد از غروب واقعه همبـازی ام نیست 
خیلی دلم تنگش شده، پس اصغرت کو؟ 

آن شب که افتادم ز نـاقه بر روی خاک 
حوریه ای دیدم شبیـه مادرت، کو (که او) 

با گوشه ی چادر برایم روسری ساخت 
می گفت ای دردانه ی من، معجرت کو ؟ 

دیگر بس است این غصه ها آخر ندارد 
من را ببــر، گــر چه کبــوتر پر ندارد
دیدگاه ها (۳)

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وپنجم 𓆪 🖤🥀اسما هنوز به یون خیره بود.ـ «...

# 🥀 اپیلوگ: «تپشی که دوباره معنا گرفت»بهار بعدی.کلینیک دکترت...

Did daddy forget the girls day?

راز خون پارت یازدهم

Forbidden love①③کوک: به من نگاه کن... یعنی این تو بودی؟گیج و...

╭─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───╮🎀 پارت ۴ 🎀╰─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───╯ویو آلیامنی که به فک...

Like swan🦢#like_swan PT 18 ویو هویجی: خونه ی نامجون: شباومی ...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۱چرخی توی خونه زد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط