_گفت : اینا که هی بالا پایین میکنن؛ میرن اون بالابالاها ت

_گفت : اینا که هی بالا پایین میکنن؛ میرن اون بالابالاها توو آسمون و میان پایین، اینا اسمشون چیه؟
.
_گفتم : پرنده ن
.
_گفت : نه! اینا که هی بی قرارن، هی بال بال میزنن، دلشون انگار تنگِ یکیه، اینا اسمشون چیه؟
.
_گفتم : پرنده ن
.
_گفت : اینا که روزی صد دفه با دریا خدافظی میکنن و قسم میخورن که برنگردن، اینا که با چشِ گریون دریا رو میبوسن، میرن توو آسمون، بعد دلشون طاقت نمیاره و دوباره برمیگردن سمت دریا، اینا اسمشون چیه؟
.
_گفتم : پرنده ن
.
_گفت : اینا که به هیشکی اعتماد ندارن، اینا که از دست هیشکی دونه نمیخورن، از همه میترسن؛
اینا که انگار یکی قالشون گذاشته،
اینا که هی لب اسکله می شینن،
زل میزنن اون دور دورا،
هی منتظرِ یکی أن که بیاد
اون یکی هم هی نمیاد،
اینا که انگار هی یکی رو صدا می زنن
بعد اون یکی هی نمیشنفه صداشونو،
اینا ینی پرنده ن؟
.
_گفتم : آره، پرنده ن
.
_گفت : هه! من این همه سال فک میکردم اسمم مَمَدِ ، نگو منم پرنده م!


📕 لطفا يكي مرا از مرگ نجات بدهد
👤 #بابک_زمانی
دیدگاه ها (۳)

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

نیری سو به بهانه بردن گربه به دامپزشکی رفتن خونه ساکورا نا و...

پسر بد (64)

بالا و پایین ویلا رو نگاه کرد. صدای عربده و داد بیداد های ای...

رفتار سرد

سناریو مایکی{جنگل چشمات}خیلی آروم پاکش کرد. و بعد چشماشو بست...

زندگی دوباره

هم سلولی خطرناک (part2)هفته‌ی اول دختر یاد گرفت چطور توی زند...

._گفت : اینا که هی بالا پایین میکنن؛ میرن اون بالابالاها توو...

پرنده ... !_گفت : اینا که هی بالا پایین میکنن؛ میرن اون بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط