سناریو بلولاک

سناریو بلولاک
اگر با بچتون خونه تنهاشون بزاری و وقتی برگردی خونه نابود شده باشه:
ایساگی: خب حقیقتا ازش انتظار نداشتی که شلوغ کنه با بچه خونه رو به گند بکشهولی وقتی برگشتی جفتشون رو دعوا کردی و باهم پاشدن خونه رو تمیز کردن
رین: از ایشون که دیگه واقعا بعید بود ولی وقتی اومدی خودشو به اون راه زد و انداخت تقصیر بچه ولی دراخر تو فهمیدی که رین هم تو این کاردست داشته و گوش اونم پیچوندی
سائه: فک نکنم خونه باشه که این اتفاق پیش بیاد ولی خب اون از تو زودتر رسیده بود خونه و تو فکر کردی اونم اینکارو کرده و اخر سائه مجبور شد تمیز کنه خونه رو
باچیرا: نابودی رو رد کرده بود خونخ خراب شده بود تو اینقدر باچیرا رو دعوا کردی که مثل بچها شده بودو هردوشون رو مجبور کردی که خونه رو مرتب کنن
ناگی: بنده خدا گرفته بود درزا کشیده بود داشت فیلم میدید و بچه خوخه رو به گند میکشید وقتی اومدی متوجه بودی که کار ناگی نبوده ولی خود ناگی قبول کرد که اون بیشتر خرابکاری کرده و بجای بچه اون تمیز کرد خون رو
رئو: ایشون چون very rich بود🤣🤝داد خدمتکار خونه ارو تمیز کنه ولی تو نذاشتیو رئوو بچه رو مجبور کردی تمیز کنن و تو با خدمتکاره چایی میخوردی
چیگیری: چیگیری و بچه هربار همین کارو میکردن با خونه ولی تو همیشه با یه ترفند مجبورشون میکردی خونه رو تمیز کنن اونم اینکه موهاتو کوتاه میکنی
یوکیمیا: بچم خودش گردن میگیره و تمیز میکنه😭
آیکو: باهات هزارتا لاس زد و بالاخره یکیشون جواب داد و تو خودت خونه رو تمیز کردی ولی اگر ایکو بخواد دوباره اینکارو کنه میزنی تو صورتش
کازوما: سعی کرد با لاس هایی که از آیکو یاد گرفته کارو راستو ریس کنه ولی موفق نشد ومجبور شد خونه رو تمیز کنه و برق بندازه
سندو: از آیکو ام بهتر لاس میزنه و تو خر میشی وقبول میکنی باز هم خودش تمیز کنی
بارو: غرورش اجازه نمیداد بگه که اون هم تو کثیف کردن خونه دست داشته ولی خودش خونه رو تمیز میکنی و از روز اولش هم بهتر میشه
هیوری: بدبخت میمونه چی بگه هول میکنه و گند میزنه اخرش ولی سه تایی خونه رو تمیز میکنید
کاراسو: سعی میکنه از زیر بار در بره ولی خب از دست تو نمیتونه و در اخر مجبور میشه مثل کدبانو ها خونه رو تمیز کنه تازه ظرف های شام هم میندازی به عهده ی خودش
چارلز:یجور خونه رو نابود کرده بود میخواستی بشینی گریه کنی ولی دلت نیومد مجبورش کنی خونه رو تمیز کنه و در اخر خودت بودی که تمیز کردی
لورنزو: هم خوراکی ریخته بودن هم اسباب بازی هارو بهم ریخته بودند و هرکدوم یجا بودن حرصت گرفته بود، کم مونده بود لورنزورو بگیری خفه کنی ولی خب دادی خودش تمیز کنه خونه رو
بانی: از اون لبخند قشنگاش که مطلومانه بود و دل تورو میبرد زد و توهم بخشیدیش اُماااا اُمااا خودشو مجبور کردی تمیز کنه
نس: بنده خدا عذاب وجدان گرفته بود که کثیف کاری کرده بود و خودش تمیز کرد و جیکش هم در نیومد
شیدو: جلوی تو برای اینکه بیشتر حرصت بگیره بیشتر کثیف کاری کرد با بچه و با یه کتک و ملاقه زیبا از طرف تو مواجه شد
کایزر: لاس زدنش گرفته«بانوی من چقدر امروز زیبا شدی، زیبا تر از ماه» ولب خب تو خر نشدی و حتی بیشتر مجبورش مردی که تمیز کنه.
پایان.
دیدگاه ها (۳۸)

سناریو بلولاک/قفل آبی

سناریوی بلولاک

سناریو قفل آبی

تک پارتی بلولاک(درخواستی) کارکتر: نــــــاگــــــی سـ...

سناریو بلولاک اگه تو مدرسه قلدر باشیم و اونا ازمون خوششون با...

سناریو بلولاک وقتی  مو های بلندمونو کوتاه میکنیم چه ریکشنی د...

اگه دوست پسرمون باشن

سناریو بلولاک اگه یک شب خوابمون نبره و بریم تو اتاقشون تو بغ...

سناریو بلولاک وقتی داریم خودکشی میکنیم و میخوایم خودمونو از ...

سناریو بلولاک/قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط