{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی بلولاک

تک پارتی بلولاک
(درخواستی)
کارکتر:
نــــــاگــــــی
ســـــیـــــشـــــیـــــرو
•_•_•_•_•_•_•_•_•_•_•_•_•_•_•_•

روزی ا.ت داشت واسه خودش قدم میزد تو خیابون یهو از یه کوچه ی تاریک صدای جیغ شنید و رفت تو کوچه ناگی و رئو رو دید که ناگی داشت یه بچرو میزد و رئو داشت با ترس نگاه میکرد(شوکه شده بود ) ا.ت رو که دید متوقف شد ا.ت میخاست فرار منه ولی نتوست و ناگی همه چیزو تعریف کرد و گفت
اونا داشتن رئو رو اذیت میکردن و مسخره میکردن
منم حرصی شدم
ا.ت: اععع خب منو خبر میکردی
بسمالله ا.ت دهن اون پچه هرو سرویس کرد و رئو و ناگی از ا.ت ترسیدن
ا.ت: اخیش بلاخرع تمام شد خب
چرا اینجور نگاه میکنید
رئو: کارت عالی بود انتظار نداشتم
ناگی ا.ت رو بغل کرد و بوسیدش (اصلا خجالت نکشید رئو داره نگاه میکنه😑😑)

و تمامممممممم
ببخشید چرت شد
درخواستی دارید بگید
دیدگاه ها (۰)

سناریو بلولاک وقتی داریم خودکشی میکنیم و میخوایم خودمونو از ...

سناریو بلولاک وقتی موهاشونو واسشون شونه میکنیمایساگی: خجالت ...

سناریو بلولاک/قفل آبی

خواهر یه کوالا پارت ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط