{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از من بگریزید که مِی خورده‌ام امروز

از من بگریزید که مِی خورده‌ام امروز
با من منشینید که دیوانه‌ام امشب

ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد
ای بیخبر از گریه‌ی مستانه‌ام امشب

یک جرعه‌ی آن، مست کند هر دو جهان را
چیزی که لبت ریخت به پیمانه‌ام امشب

بی حاصلم از عمر گرانمایه ، فروغی
گر جان نرود در پی جانانه‌ام امشب

👤 #فروغی_بسطامی
‌
دیدگاه ها (۱۴)

از من بگریزید که می‌خورده‌ام امشببا من منشینید که دیوانه‌ام ...

از من بگریزید که می خورده ام امروزبا من منشینید که دیوانه ام...

ازمن بگریزید که می خورده ام امروزبا من منشینید که دیوانه ام ...

اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشبمهمان عزیز آمده در خانه‌ام ام...

.اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشبمهمان عزیز آمده در خ...

به من گفتی که دل دریا کن ای دوستهمه دریا از آن ما کن ای دوست...

اندوه تـــو شــــد وارد كاشـــــانه ام امشب مهمــــان عزیز آ...

ترسم که سر کوی تو را سیل بگیردای بی خبر از گریه ی مستانه ام ...

#اندوه_تو#کاشانه_ام#یک_جرعه#مست_کند#هر_دو_جهان#لبت#پیمانه_ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط