{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از من بگریزید که می‌خورده‌ام امشب

از من بگریزید که می‌خورده‌ام امشب

با من منشینید که دیوانه‌ام امشب
ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد

ای بی‌خبر از گریه مستانه‌ام امشب

یک جرعهٔ آن مست کند هر دو جهان را

چیزی که لبت ریخت به پیمانه‌ام امشب
بی حاصلم از عمر گرانمایه فروغی

گر جان نرود در پی جانانه‌ام امشب
دیدگاه ها (۳)

از من بگریزید که مِی خورده‌ام امروزبا من منشینید که دیوانه‌ا...

از من بگریزید که می خورده ام امروزبا من منشینید که دیوانه ام...

.اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشبمهمان عزیز آمده در خ...

اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشبمهمان عزیز آمده در خانه‌ام ام...

ازمن بگریزید که می خورده ام امروزبا من منشینید که دیوانه ام ...

به من گفتی که دل دریا کن ای دوستهمه دریا از آن ما کن ای دوست...

اندوه تـــو شــــد وارد كاشـــــانه ام امشب مهمــــان عزیز آ...

#اندوه_تو#کاشانه_ام#یک_جرعه#مست_کند#هر_دو_جهان#لبت#پیمانه_ام...

اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشبمهمان عزیز آمده در خانه‌ام ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط