{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.



اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشب
مهمان عزیز آمده در خانه‌ام امشب

صدشکر خداراکه نشسته‌ست به شادی
گنج غمت اندر دل ویرانه‌ام امشب

من از نگه شمع رخت دیده نورزم
تا پاک نسوزد پر پروانه ‌ام امشب

بگشالب افسونگرت ای شوخ پری چهر
تا شیخ بداند ز چه افسانه‌ام امشب

ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد
ای بی‌خبر از گریه مستانه‌ام امشب

یک جرعهٔ تو مست کند هر دو جهان را
چیزی که لبت ریخت به پیمانه‌ام امشب

شاید که شکارم شود آن مرغ بهشتی
گاهی شکن دام و گهی دانه‌ام امشب

تا بر سر من بگذرد آن یار قدیمی
خاک قدم محرم و بیگانه‌ام امشب

امید که بر خیل غمش دست بیاید
آه سحر و طاقت هر دانه‌ام امشب

ازمن بگریزید که می ‌ خورده‌ام امشب
با من منشینید که دیوانه‌ام امشب

بی حاصلم از عمر گرانمایه فروغی
گر جان نرود در پی جانانه‌ام امشب



" فروغی بسطامی "




.
دیدگاه ها (۴۴)

.برهم مزن  ز کینه ی دل آشیان کسمشکن دلی که مخزن نور خد...

.ما گدایان خیل سلطانیمشهربند هوا ی جانانیمبنده را نام ...

✘ﺳــــــــــــــــــــــــﻼﻣﺘیه آخرین خداحافظی که توی گلوم خ...

آدمی غــــــرورش را خیلی زیاد . شاید بیشتر از تمـــــــام دا...

از من بگریزید که می‌خورده‌ام امشببا من منشینید که دیوانه‌ام ...

اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشبمهمان عزیز آمده در خانه‌ام ام...

از من بگریزید که مِی خورده‌ام امروزبا من منشینید که دیوانه‌ا...

اندوه تـــو شــــد وارد كاشـــــانه ام امشب مهمــــان عزیز آ...

اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشبمهمان عزیز آمده در خانه‌ام ام...

از من بگریزید که می خورده ام امروزبا من منشینید که دیوانه ام...

اندوهِ تو شد واردِ کاشانه‌ام امشبمهمانِ عزیز آمده در خانه‌ام...

#اندوه_تو#کاشانه_ام#یک_جرعه#مست_کند#هر_دو_جهان#لبت#پیمانه_ام...

اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشبمهمان عزیز آمده در خانه‌ام ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط