{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟
گذری کن که ز غم راه گذر نیست مرا

گر سَرم در سر سودات رود ،نیست عجب
سر سودای تو دارم،غم سر نیست مرا...
دیدگاه ها (۳)

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

باور کن تو را دوست دارم، صدای مرا نقاشی کن.دلتنگ توام، اندوه...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

باور کن تو را دوست دارم، صدای مرا نقاشی کن.دلتنگ توام، اندوه...

هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیبباشد اندر پرده ب...

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

عکس_پس زمینه_موبایل

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط