🍃🌸

🍃🌸

در کنج خرابات کسی پیر نشد
از خوردن آدمیت زمین سیر نشد.

گفتیم به پیری برسیم توبه کنیم
از بس که جوان مرد کسی پیر نشد

🍃🌸
دیدگاه ها (۰)

#حکایت_قدیمی پيرى در روستايى هرروز براى نماز صبح از منزل خار...

🔴 داستان کوتاهجوانی با شیخ پیری به سفر رفت. جوان در کنار برک...

دریاچه خونین :فصل اول _پارت 12راوی:صبح ساعت 5 بود سربازی اوم...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :گناه و عبادت : گناه و ...

برادر کوه غیرته...خواهر دریای ارامش تقدیم برادرها

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³³ویو میکا_____چند ثانیه...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

منتظر فراخوان سس خرسی زن خراب بودنک باباشون ترامپ حروم زاده ...

سلام ، خداوند متعال ازدواج رو برای ما انسان ها برای آرامش رو...

رمان تهکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط