پدر شهید جهان آرا

پدر شهید جهان آرا

در سال ٨٨ پدر شهید محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر جهت شرکت در همایش ایثارگران حامی آقای مهندس موسوی، تشریف آورده بودند به فرهنگسرای بهمن.
ایشان میگفت: وقتی خرمشهر در محاصره بود،شرایط به قدری سخت شده بود که رزمندگان حتی نان خشک هم برای خوردن نداشتند. آتش از زمین و آسمان میبارید و هیچ خودرویی جسارت ورود به محاصره راجهت کمک رسانی نداشت. درمیان دود و آتش وغبار، دیدم که کاروانی ازکامیون های حاوی موادغذایی و دارو از راه رسید و پیشاپیش کاروان یک تویوتای لندکروز وارد شهر شد که نخست وزیر آقای مهندس موسوی در آن کنار راننده نشسته بود. جلو رفتم و گفتم آقای مهندس، جلو آمدن شما خیلی خطرناک است، چطور راننده های کامیون را راضی کردید زیر این آتش، وارد شهر شوند؟
مهندس گفت: به راننده ها گفتم بچه های رزمنده گرسنه اند، مگر شما غیرت ندارید؟ مگر مرد نیستید؟ یکی ازراننده ها با طعنه گفت شما اگر مردی بیفت جلو تا ما هم پشت شما حرکت کنیم. برای همین هم من جلوتر حرکت کردم تا کامیون ها وارد شهر شوند.
پدر شهید جهان آرا این خاطره را گفت و با گریه، چفیه یادگاری شهید جهان آرا را از گردنش برداشت و به گردن آقای مهندس موسوی آویخت...
دیدگاه ها (۱۵)

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀پارت:11*...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁴ویو میکا_____ماشین از...

🌹 خــرمشهر .. شهــر خــون .. آزاد شـد...تکرار نام ِ خرمشهر ...

💢 اقای دیرباز شما ظاهراً در جریان نیستی که اولاً شهدا زنده و...

☆ با شهیدان در صحنه - ۱۱شهید در برابر کلیه جریان های کفر و ن...

📝 سلام آقای جهان آراچند وقت پیش راننده ای مدام نوحه معروفی ک...

شهری در آسمان قسمت سوم آیا نام خرمشهر به همین خانه‌ها و خیاب...

🌷سالروز فتح خرمشهر - روز مقاومت، ایثار و پیروزی....بخش چهارم🌷

🌷سوم خرداد سالروز فتح خرمشهر گرامی باد....🌷

زنان شجاع خرمشهر دوشادوش مردان لحظه‌ای خرمشهر را رها نکردند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط