📝

📝
سلام آقای جهان آرا

چند وقت پیش راننده ای مدام نوحه معروفی که به نام شما ساخته شد را در ماشین پشت هم گوش میداد، پرسیدم : چرا اینهمه و بی تکرار به آن گوش می‌دهد، گفت رفیق شما بوده و بعد از آزادی خرمشهر یکی دیگر از رفقا (حسین فخری) به یاد شما آن نوحه را ساخته و خوانده، چشم‌هایش خیس شد و گفت ، از صبح که از خانه بیرون می‌زنم همین را گوش می‌کنم تا شب ، گفت دلش برای شما تنگ است ، گفت هیچکس از آن روزها را ندارد! حتی خودش را!
پرسیدم یعنی چه؟
گفت: حالم خوب نیست! اصلا خوب نیست!
گفت: کاش من هم با ممد رفته بودم. حالا که می‌بینم شهرم بی هواست تمام تنم خیس عرق می‌شود، می گفت به دلیل مشکلات تنفسی نمی تواند به شهرش بازگردد.
.
.
بماند که با ترافیک شهر فرصت کافی بود که با هم مفصل گپ بزنیم، اینها را گفتم که بگم دل رفیقتان ، هوای شما را کرده.

آقای جهان آرا اون روزی که با رفیق شما در ترافیک صدر حرف می‌زدم ، شهر آب داشت، حالا آب هم ندارد.
شما خوب یادتان است آن شهر چه کشیده...
ما فقط شنیدیم.
#صابر_ابر
#خرمشهر


╲\╭®
╭🌹 ╯
® ╯\╲
دیدگاه ها (۲)

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۱ ﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«گفتم، لعنتی در بزن!»صد...

حقایق طبقه سیزدهم!

چند پارتی.. وقتی زیر بارون بهت اعتراف میکنه.. Part 1(ویو ا.ت...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۱چرخی توی خونه زد ...

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁴ویو میکا_____ماشین از...

🎙نوحه قدیمی و دلنشین حاج حسین فخری پور و مداحی حاج میثم مطیع...

به یک نوکرِ ساده ، جهتِ #شهید شدن نیازمندیم :) #کپشن!- م...

#ایرانگردیسی وسه پل اصفهانحالا وقت آن است که آخرین روزهای نو...

‌‌شهری در آسمان قسمت اول: با خود می‌گفتم: از دوازدهم مهر ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط