{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام

من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام
سیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام ،

سیب دندان زده از دست تو افتاد زمین
باغبانم که فقط محض نگاه آمده ام ،

چال اگر در دل آن صورت کنعانی هست
بی برادر همه شب در پی چاه آمده ام ،

شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستند
من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام ،

این همه تند مرو شعر مرا خسته مکن
من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام،
دیدگاه ها (۳)

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:4می...

سناریو اوبیکاکا

ابلیس

# فصل اول: اعتراف در تاریکینمای بیرونی ویلای پدر سینا، زیر ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط