𝒻𝒶𝓀ℯ🌞⁷⁸

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞⁷⁸



تشکر میکنم از تموم کسایی که حضور دارن.
برای چندمین بار از شما عزیزانم عذرخواهی
میکنم که خودم رو نشون نمیدم.خیلی دوست
داشتم پیشتون باشم و تک تک شما رو توی بغلم
بگیرم و شخصا شما رو ببینم.
ممنون که با هر شرابط از کتاب های من
استقبال کردین.قرار بود این سوپرایز رو زودتر
براتون فاش کنم،اما الان بهتمون میگم.
کتابی به اسمه ایگونو هانشا(بازتاب لبخند)
قراره داخل همین ماه به چاپ برسه.
بهترین بخش وجود علایق های شما بود که کاملا اضافه شده به کتاب.


تهیونگ:جونگکوک خواهشا این مصاحبه ها رو
خاموش کن.چه حوصله ای داری
جونگکوک:صدای نویسنده اش خیلی شبیه میاست..
تهیونگ:اخه چه ربطی داره.تو که ژاپنی حرف زدن میا رو نشنیدی..
جونگکوک:شنیدم
تهیونگ:اون وقت کی شنیدی؟
تهیونگ درحالی که روی کاناپه چرخید و با یک ابروی بالا رفته به جونگکوک نگاه کرد،منظتر بود دلیلی برای ادعاش بیاره.
جونگکوک صدای تلوزین رو کم کرد و به سمتش
برگشت و شروع به تعریف کرد..

فلش بک به المان:

میا:خب جونگکوک الان به ژاپنی بخوای خودت رو معرفی کنی چی میگی؟مثلا بگی سلام من جونگکوک هستم
جونگکوک:کنیچیوا.واتاشیوا جونگکوک دسُ..
میا:بزار من بگم.اهم..واتاشیوا میا دسو..
جونگکوک خنده ای کرد.خیلی بامزه تلفظ میکرد.
جونگکوک:نیاز نیست لبات رو مثل کو.ن مرغ
بدی جلو بگی دسو..باید اُ رو جوری تلفظ کنی که
زیاد معلوم نشه.که اون اُ مال لحجه است نه
کلمه
میا:واتاشیوا میا دسُ..
جونگکوک:خب بگو..او موچی وا دایسوکیدسوگا،اماری تابماسن..(من خیلی موچی دوست دارم ولی موچی نمیخورم)
میا:او موچی وا..داسوگا اما سان..
جونگکوک قهقه ای زد و از شیرین بودنش موقعه ی
گفتش جمله های اشتباه ضعف کرد..
پایان فلش بک:
دیدگاه ها (۱)

گل خونی پارت 54@ باشعتهیونگ و جونگکوک رفتن تهیونگ بیرون وایس...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

مافیای من

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » ( بریم سراغ تهکوک که چجوری آ...

[چند پارتی]

فیک تهیونگ. دوباره تو

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 33به سمت در حرکت کرد...

~•~•پیوند اجباری : قسمت سوم ~•~•+ سلاممم _ سرت تو کلام+ عه! ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط