{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت=2

پارت=2
هکر قلبم🖤🐻
------

#دیانا

دیانا: ب ط چ
نیکا: دهنمو‌ وا نکن🙂😂
دیانا: هیس 😂

غذامونو خوردیمو بعدظهر شد

دیانا: من میخام برم باشگاه ثبت نام کنم
مهدیس : ناموصن منم میام
دیانا : حل برو اماده شو

مهدیس رفت اماده شدو

یک‌ تاکسی گرفتیمو بعد ۸ مین رسیدیم باشگاه

مهدیس: اوهههه اینجا دختر ، پسر قاطیه😚😂
دیانا: کوفت😐

رفتیم تو ک ۲ پسر وایستاده بودن دم در
از نگاه یک نفرشون حس خوبی نگرفتم
ولی عجب دافی بودن

ک یکی از پسرا زیر پایی گرفت خوردم زمین
مهدیس کمکم‌ کرد بلند شم

دیانا: چیکار میکنی حیوون؟؟
ارسلان: هیچی جوجه
دیانا: درس بحرف
ارسلان: اگه نکنم

یکی ع پسرا گف

محراب: ولش داش
ارسلان : بش

دوتا پسرا رفتن منم رفتم سمت مدیر اینجا

منو ، مهدیس ثبت نام کردیم

هروز راس ساعت ۹ باید اینجام باشیم

هوففف

اومدم بیرون

مهدیس: حوصلم ناموصن
دیانا: کوفت توام ک فقط میگه ناموصن😐
مهدیس: همینی ک ه

بلاخره رفتیم خونه

خاتون: چیشد دخترا؟
دیانا : ثبت نام کردیم ع فردا ساعت ۹ باید اونجا باشیم
خاتون: خبه

پانیذ دستمو کشید نشوندم رو مبل

پانیذ: پسرم بود اونجا؟
دیانا: مهشاددد دهن لق😐
مهدیس: ناموصن کار من نبید!


ادامه دارد...💋😍
دیدگاه ها (۲)

پارت ۴۵#عسلبا بچه ها داشتیم صبحونه می‌خوردیم ممد. بچه ها بر...

پارت ششم#نیکا با عسل رفتیم خونه دیدم مهدیس و دیانا دارن فوتب...

ارسلان : یهویی عرفان اومد تو همه ساکت بودیم عرفان : سوپرایز ...

•انتقام•پارت بیست و ششم✞︎🖤دیانا: با بچها رفتیم سمت خونه من.....

✞رمان انتقام✞ پارت 25

جغد کوچولوی من 🦉: part: 31. دیانا: تینت، کانسیلر، زدماز اتاق...

فصل دوم پارت ۶۸#دیانا ۱ سال با نیکا داخل خارج از کشور درس خو...

رمان عشق ووفشم 💜پارت یازدهم:یهو نیکا گف بچها دیشب یکی از اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط