{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارسلان : یهویی عرفان اومد تو همه ساکت بودیم

ارسلان : یهویی عرفان اومد تو همه ساکت بودیم
عرفان : سوپرایز پدر بچه هم اومد
دیانا : چی
نیکا : برو گمشو بیرون.
محراب : بچه ها بیاین کمک بندازیمش بیرون
ارسلان : وایسا ببینم چی میگه
محمد : حرفش ک باور نکردی
ارسلان : از کجا معلوم یهو دیدی دیانا بهم خیانت کرده
دیانا : اگر اینطوره فردا میریم ازمایشگاه اقای کاشی
عرفان : راست میگه
مهرشاد : واقا ک ارسلان
هستی : عرفان دروغ میگه
دیانا : هستی ول کن بزار فردا میریم درمانگاه از اونجا هم دادگاه
ارسلان : نیاز نیشت شلوغش کنی
پانیذ: راست میگه شلوغش نمیکنه
هستی : پس فردا منم باید ازمایش بدم چون ارسلان با من .....
دیانا : چی
ارسلان تو ب من خیانت کردی
ارسلان : اره
زدم تو دهنش یهویی افتاد زمین
ممد : کثافت چیکار کردی
محراب : اندفعه کسی نمیبخشدت
ارسلان : برام مگه مهمه
لبای هستی بوسیدم
هستی : بدم نیومد همراهیش کردم
مهدیس : دیانا بردیم بیمارستان گفتن ....
دکتر : با ضربه ای ک بهش خورده بچش سقط شده
نیکا : شروع کردم گریه کردن برای دیانا
پانیذ : رفتیم با دخترا ب دیانا بگیم
دیانا : نیاطی نیست بگین خودم فهمیدم بچه ای درکار نیست
مهرشاد : چطور فهمیدی
دیانا : حسش نمیکنم
دیدگاه ها (۰)

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

Multi-Part: 6When you were pregnant, you went to the gym wit...

میخای بساط وطن فروشی جم شه؟چارتا ازین مفسدای گردن کلفت رو اع...

عشقی حقیقی

Love you پارت اولعلامت ها -سوجین +سوا @ اجوما &کوک #تهیونگ-ا...

پری کوچولوی من پارت ۳ته: اوهوم بعدم بیا کلا همه چیزو واسم تع...

Love you پارت دوم-تو#من-نه کناریت &منو میگی -ارع با خودت ابل...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ²رمز در رو زد و وارد خونه شد..با دیدن ...

پارت ۵ویو ات امروز از خواب بیدار شدم دیدم سولا تو تختش نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط