{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يك شب دلم بهانه كرب و بلا گرفت

يك شب دلم بهانه كرب و بلا گرفت
قلبم شكست و دور و برش را خدا گرفت
پس پا شدم به نيت روضه ،كه ناگهان
ديدم بهشت آمد و دست مرا گرفت
اي زائري كه مي روي آهسته تر برو!
شوق غم حسين ، مرا هم فرا گرفت
اذن دخول خواندم و وارد شدم ولي
ديدم بهشت ، گوشه اي ازعرش جا گرفت
در مجلسي كه جاي رسولان وحي بود
هر كس نشست خلوت غار حرا گرفت
روضه شروع شد ؛ همه ي عرش گريه كرد
حتي خدا دلش زغم كربلا گرفت
بالاي عرش منبري از نور چيده شد
اقراء؛ كه هر كه خواند دلش ارتقا گرفت
از بين شاعران درش محتشم كه خواند
از دست هاي سبز پيمبر عبا گرفت
شاعر نوشت بيتي و از دست مادري
يك شب براي هيئت خود كربلا گرفت
آن سركه روي دامن معراج جاي داشت
آخر چه شد كه جا به سر نيزه ها گرفت
دیدگاه ها (۱۹)

منتظر بودم باردار بشم، چند وقتی بود رژیم پسر زایی گرفته بودم...

يك شب دلم بهانه كرب و بلا گرفتقلبم شكست و دور و برش را خدا گ...

یکشب دلم بهانه کرببلا گرفت#قلبم_شکست و دور و برش را #خدا گرف...

➖➖➖➖➖➖➖يك شب دلم بهانه ي كرببلا گرفتقلبم شكست و دور و برش را...

یک شب دلم بهانه ی کرب و بلا گرفت قلبم شکست و دوروبرش را خدا...

لیلی از عشق تو شد واله و مدهوش حسین از تماشای تو یوسف شده بی...

یک شب دلم بهانه ی کرببلا گرفتقلبم شکست و دور و برش را خدا گر...

یک شب دلم بهانه کربلا گرفت قلبم شکست و دور برش را خدا گرفت پ...

یک شب دلــــم بهانـه کرببلا گرفــت قلبم شکسـت و دور و بـرش ر...

یک شب دلــــم بهانـهء کرببلا گرفــتقلبم شکسـت و دور و بـرش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط