یک شب دلــــم بهانـه کرببلا گرفــت

یک شب دلــــم بهانـه کرببلا گرفــت
قلبم شکسـت و دور و بـرش را خدا گرفــت

پس پـا شدم بـه نیــت روضـه ، که ناگـهان
دیدم بهشت آمـد و دست مــــرا گرفت

ای زائری که مـی روی آهستـه تر بـرو!
شوق غـم حسین ،مــرا هم فــرا گرفت
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

گفتم میشه نری ، گریه کرد .منم گریه ام گرفت راضی شدم که بره ....

#عشق_ممنوعه_شب پارت سوم | ترس ناگهانی یونگی قلبم یک‌دفعه فرو...

اسم:نیمه شب پارت:۱

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹⁰ویو کوکتهونگ بعد از چن...

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

قسمت ۷

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

پارت سه لونا: بیاین داخلویو لونا همشون اومدن داخل و مشغول حر...

P15ویو آنیا داشتم دنبال کتاب تاریخ می‌گشتم. که یهو ...... یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط