{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شب دلم بهانه کربلا گرفت

یک شب دلم بهانه کربلا گرفت
قلبم شکست و دور برش را خدا گرفت
پس پا شدم به نیت روضه که ناگهان
دیدم بهشت آمد و دست مرا گرفت
ای زائری که می روی آهسته تر برو
شوق غم حسین مرا هم فرا گرفت
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وچهارم: هتل---هتل.کوچک. دنج. اتاقی در ط...

مرغ دلم در حـــرم قم نشست روی لب از شوق تبسم نشست رد شدم ا...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط