serat
۴۸
پسند
پای درد و دل هر مادر شهید که نشستیم،
پای درد و دل هر مادر شهید که نشستیم،
اشک هر مادر شهیدی رو که شاهد شدیم،
همشون فقط یک چیز ازمون می خواستند:
به دوستاتون بگید جگرگوشه ی من رفت تا کسی چادر از سر دخترهای مردم نکشه.
دانلود
۵۸۳
۲۹ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (
۲
)
ده یا یازده سالم که بود تو بازی با بچه های فامیل پام گیر کرد...
حنا بندان جنوب اشک و لبخند بهم آمیخته است. اغلب مادرها و خوا...
حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دلشکستهی من...مادرِ جوانِ من......
راستش تا قبل از اینکه مادر بشم، نمیفهمیدم «مادر» بودن یعنی ...
اللهم اشفِ كل مريض, خدایا به بزرگی و رحمانیتت، هر کجا بیماری...
╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت شانزدهمساعت ده شب، ماشین تهیونگ ...
#چند_خاطره🔸چند روایت کوتاه از زندگی شهید محمود مظاهری🌼 #مبار...
𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ⁷⁰ویو: اتچند روز از مرگ بابا گذشت...
پارت دوم رمان قبلی 💜پارت دوم شدو: وقتی رفتیم طبقه پایین ماما...
اسم رمان: هیچ وقت ترکت نمیکنمپارت ۱:*درخواستی* ویو راوی:+ نه...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین