{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگارا، از وِصال خود

نگارا، از وِصال خود
مرا تا کی جدا داری؟

چو شادم می‌توانی داشت،
غمگینَم چرا داری؟

چه دلداری؟ که هر لحظه
دلم از غم به جان آری

چه غَم خواری؟ که هر ساعت
تنم را در بلا داری...
دیدگاه ها (۱)

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

تو همـانی که به درد دل من درمانیتو همانی که مرا عین خودت می‌...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

عاشقانه های شبنم

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

خدا را در خود آ

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط