#حرف

#حرف
اسمش طرماح بود
گفت آقا جان میخوام یارت باشم فقطا فقط برم یہ سر به زن و بچم بزنم آذوقه ببرم سریع میام...بی پناهن...
آقا فرمودند باشه...
جلودر با اشک و زاری میرفت اصحاب گفتند چیشدہ طرماح،
گفت آقا بهم گفتند #برو ولی #زود # برگرد...
یعنی موݪا انقدر تنهاموندن..؟
انقدر ناامیدند؟
رفت
غروب عاشورا رسید ......💔


حاج آقا پناهیان میگفتن مرام امام اینجوریه... مهربونه ... عاشقته... نمیخواد اذیت شی....چون یه جاهای دین تواین دنیا سختی داره...گذشتن میخواد...
اما میگه زود، بیا یعنی #نرو.....

یاصاحب الزمان میشه خودت نذاری منم برم...
میشه جلومو بگیری.... ؟
میگن پیامبر وظیفش تبشیر وتنذیر هست اما امام #ایصال_الی _مطلوب....
یعنی دستتو میگیره و یہ راست مےبره سمت هدف..
اصلا واسه همین میگیم شما #حیّ و #حاضرین....
میشه دست منم بگیرین...
میشه منو به اختیار خودم رهانکنید...
من زود مسیر رو گم مےکنم...
یا صاحب الزمان
میشه من رو بخرید....
روز جمعست 💞 💞
یا صاحب الزمان همین امروز تمومِ
هوی و هوس هامو میخوام قربانی ڪــــنم...نفْسم رو مےخوام قربانی کنم...
نظری بر دلِ خسته من کن جانِ #زهــــــــراءسلام الله علیها...

مراباخود ببر آنجا ڪہ هستی...
دیدگاه ها (۲)

Iove and the moonPart40به خونه رسیدم یونا: من اینجور فکر میک...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

عشق میان ما پارت ۵

Part ¹⁸ویو لیلیجدی نگاهم کرد _ تا کی میخوای معذرت خواهی کنی ...

KIM V

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

Sixteen

+خیلی خوب خیلی خوب شوخی بسه یجی مثل چشات ازش مراقبت میکنی با...

سناریو سوکوکو: هیولای زیبا

#جبهه_اقدامبهشت جهنمی قسمت یازدهمآقا سید... فکر کنم موتور شم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط