{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوشه گیرو ساده بودم شهرتم این گونه بود

گوشه گیرو ساده بودم شهرتم این گونه بود
کم صمیمی میشدم چون رغبتم این گونه بود

تا که دیدم روی او را در دلم آشوب شد
می شدم آرام با او عادتم این گونه بود

"می شود روزی بگوید دوستم داردخدا؟"
در قنوت هر نمازم حاجتم این گونه بود

در دلم ترس از نگاهش بود اما ناگهان
زل زدم در چشم هایش،طاقتم این گونه بود

هرکجا میدیدمش با هرکسی غیراز خودم
مشت میشد دست هایم،غیرتم این گونه بود

آتشی افتاد درجانم که او با دیگریست؟!
درسکوتم سوختم من،حسرتم این گونه بود

سرنوشتم را نوشته "عاشقیِ بی وصال"
من برای او نبودم ، قسمتم این گونه بود.
دیدگاه ها (۱)

قلم شدم بنویسمترانه ایاز تو.....کنار خستگی امعاشقانه ایاز تو...

سخت است نباشی و دلم سخت بگیردداغ تو نفس از منِ سرسخت بگیردسخ...

چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری استجای گلایه نیست! که این رسم...

ما گشته ایم ،نیست ،تو هم جستجو مکنآن روزها گذشت ، دگر آرزو م...

گوشه گیرو ساده بودم شهرتم این گونه بودکم صمیمی میشدم چون رغب...

گوشه گيرو ساده بودم شهرتم اين گونه بودكم صميمى ميشدم چون رغب...

گوشه گيرو ساده بودم شهرتم اين گونه بودكم صميمى ميشدم چون رغب...

گوشه گیرو ساده بودم شهرتم این گونه بودکم صمیمی میشدم چون رغب...

گوشه گیرو ساده بودم شهرتم این گونه بودکم صمیمی میشدم چون رغب...

گوشه گیرو ساده بودم شهرتم این گونه بودکم صمیمی میشدم چون رغب...

گوشه گیرو ساده بودم شهرتم این گونه بودکم صمیمی میشدم چون رغب...

گوشه گيرو ساده بودم شهرتم اين گونه بودكم صميمى ميشدم چون رغب...

گوشه گیرو ساده بودم شهرتم این گونه بودکم صمیمی میشدم چون رغب...

گوشه گیرو ساده بودم شهرتم این گونه بودکم صمیمی میشدم چون رغب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط