{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوشه گیرو ساده بودم شهرتم این گونه بود

گوشه گیرو ساده بودم شهرتم این گونه بود
کم صمیمی میشدم چون رغبتم این گونه بود

تا که دیدم روی او را در دلم آشوب شد
می شدم آرام با او عادتم این گونه بود می شود روزی بگوید دوستم داردخدا؟"
در قنوت هر نمازم حاجتم این گونه بود

در دلم ترس از نگاهش بود اما ناگهان
زل زدم در چشم هایش،طاقتم این گونه بود

هرکجا میدیدمش با هرکسی غیراز خودم
مشت میشد دست هایم،غیرتم این گونه بود

آتشی افتاد درجانم که او با دیگریست؟!
درسکوتم سوختم من،حسرتم این گونه بود

سرنوشتم را نوشته "عاشقیِ بی وصال"
من برای او نبودم ، قسمتم این گونه بود....
دیدگاه ها (۱)

‌ زندگی گاهی قفس گاهی قناری میشود...سهم ماهیها زمانی ؛ بیقرا...

من اگر روی تو حسّاسم وُ غیرت دارمپشتِ این عاشقی‌ام منطق وُ ح...

زندگی سر خوردن یک قطره روی شیشه هاستریختن خاصیت چشمان عاشق پ...

لبان تو مرا محتاج گندم می کند امشبنگاهم رد پایت را تیمم می ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط