{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای ز دل رفته که دی سوختی از ناز مرا

ای ز دل رفته که دی سوختی از ناز مرا
دارم اندیشه که عاشق نکنی باز مرا

کرده‌ام خوی به هجران چه کنم ناز اگر
عشق طغیان کند و دارد از آن باز مرا

باطل سحر مگر ورد زبانم گردد
که نگهدارد از آن چشم فسون ساز مرا

چشم از آن غمزه اگر دوش نمی‌بستم زود
کار می‌ساخت به یک عشوه ممتاز مرا

چه کمر بسته‌ای ای گل که مگر باز کنی
جیب جان پاره به آن غمزهٔ غماز مرا

چون محالست که ناید ز تو جز بدمهری
مبر از راه به لطف غلط انداز مرا

وصل من با تو همین بس که در آن کو شب تار
کنم افغان و شناسی تو به آواز مرا

لنگر مهرهٔ طاقت مگر ایمن دارد
از سبک دستی آن شعبده پرداز مرا

ای ره محتشم از تو زده لعل تو و گفت
که به یک حرف چنین خام طمع ساز تو را
دیدگاه ها (۳)

تقدیم به جانانم:💐افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسداز گرد رهگذار...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿باخبر هستی نگاهم بی‌قرار چشم توست؟عاش...

قسمت ۷

چند پارتی

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط