{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی رنجــم اگــر کاخ مرا ویرانــه می خواهد

نمی رنجــم اگــر کاخ مرا ویرانــه می خواهد
که راه عشق آری طاقتی مردانه می خواهد

کمی هم لطف باید گاه گاهی مرد عاشق را

پرنده در قفس هم باشد آب و دانه می خواهد

چــه حسن ِ اتفاقی ! اشتراک ما پریشانـــی است

که هم موی تو هم بغض من ، آری شانه می خواهد

تحمل کردن قهر تو را یک استکان بس نیست

تسلی دادن این فاجعه میخانه می خواهد

اگــر مقصود تو عشق است پس آرام باش ای دل

چه فرقی می کند می خواهدم او یا نمی خواهد
دیدگاه ها (۲)

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۷ (پایانی): طلوعی در تاریکینفس تو...

نمی رنجم اگر کاخ مرا ویرانه می خواهدکه راه عشق آری طاقتی مرد...

نمی رنجم اگر کاخِ مرا ویرانه می خواهدکه راه عشق ، آری ، طاقت...

نمی‌رنجم اگر کاخ ِمرا ویرانه می‌خواهدکه راه ِعشق، آری، طاقتی...

نمی رنجــم اگــر کاخ مرا ویرانــه می خواهدکه راه عشق آری طاق...

نمی رنجم اگر کاخ مرا ویرانه می خواهدکه راه عشق آری طاقتی مرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط