{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادِ تو،

یادِ تو،
که مرا در بر می گیرد ..
ترنمِ خواستنت،
در چشمهایم خواندنی ست.
صدایِ گامهایت،
در قلبم، شنیدنی ست.
و سرودنت،
از نوکِ انگشتانم آغاز می شود.
اعجاز می کنی ..
و من، یک روزی
به کلیسا خواهم رفت؛
و تو را اعتراف خواهم کرد.
که من،
تمامِ شعرهایم را، از چشمهایِ تو به تاراج برده اَم.
و تمامِ نُت ها را،
با رقصِ موزونِ انگشت هایِ تو،
ما بینِ انگشتانم
به قطعه ای شگفت، مبدل کرده اَم.
و یک روز،
همه خواهند فهمید
که من چیزی نیستم جز ..
تو
دیدگاه ها (۳)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²دردی در قلبم هست که مرا نمی‌کُشد، اما اصلاً شب...

یادِ تو،که مرا در بر می گیرد    ترنمِ خواستنت،در چشمهایم خوا...

#بانو تورااعتراف خواهم کرد.که من، ...

بانو تو را اعتراف خواهم کرد که من تمام شعرهایم را از چشم های...

مهربون من..بمیرم برلی دل تنگ ات..فدای چشمهای روشن ات..تمام ه...

مجموعه هاشور در هاشور ۰۶ #لیلا _طیبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط