{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادِ تو،

یادِ تو،
که مرا در بر می گیرد   
ترنمِ خواستنت،
در چشمهایم خواندنی ست
صدایِ گامهایت،
در قلبم، شنیدنی ست
و سرودنت،
از نوکِ انگشتانم آغاز می شود.
اعجاز می کنی  ..
و من، یک روزی
به بالای کوه خواهم رفت؛
و تو را فریاد خواهم زد
دیدگاه ها (۵)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

#نیایش_صبحگاهی به نام خدایی که برذات وی محال است هرگز برد عق...

پدرم نیست ...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

وقتی لب تو خنده زد

عاشقانه های شبنم

امام علی(ع) و دفاع از حق ایرانیان💗روزی امام علی(ع) در کوفه ب...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط