نجوای صبحگاهی
نجوای صبحگاهی
دلم هوای چمن دارد
و بوی کاج های
آن کوچه ی قدیمی
کجاست دم پایی های تا به تایم ؟
که مرا تا هیاهوی
بچه های محل می کشاند
و کندن تکه نانی
از میان دستهای مادر بزرگ
زیر چادر گُلی
کجاست بقالی کوچک سرکوچه
و بستنی آب شده
روی لباسهایم
گم شده ام در میان
خیابان های پهن و شلوغ.
چشم زخمت را
دوباره به من ببند مادر
چشم هایم زخم شده است
نمی بینم آن کوچه باغها را
در میان این برجهای بلند
گم شده ام
در خواستن های بی پایان
گم شده ام میان
اینهمه هیاهو
آدرس کوچه ام
نسیمی دلنواز حوالی ظهر
آدرس من خاک باران زده
و ضرب آهنگ ناودان ها
پُشتی ها گلیم ها ...
در باور ساده ی کودکانه ام
همان جا بمانید
شاید هوای دلتنگی مرا بازگرداند
شاید پر از میهمان باشم آن روز
آی مترسک
آغوش بگشای
کلاغ سیاه طمع و تردید
به جوانه هایم نوک نزند
من خوشبختی های ساده ام را
گم کرده ام
خدایا مرا بازگردان
درودبریاران جااان،پگاهتان به ...نیکی
وشادی
دلم هوای چمن دارد
و بوی کاج های
آن کوچه ی قدیمی
کجاست دم پایی های تا به تایم ؟
که مرا تا هیاهوی
بچه های محل می کشاند
و کندن تکه نانی
از میان دستهای مادر بزرگ
زیر چادر گُلی
کجاست بقالی کوچک سرکوچه
و بستنی آب شده
روی لباسهایم
گم شده ام در میان
خیابان های پهن و شلوغ.
چشم زخمت را
دوباره به من ببند مادر
چشم هایم زخم شده است
نمی بینم آن کوچه باغها را
در میان این برجهای بلند
گم شده ام
در خواستن های بی پایان
گم شده ام میان
اینهمه هیاهو
آدرس کوچه ام
نسیمی دلنواز حوالی ظهر
آدرس من خاک باران زده
و ضرب آهنگ ناودان ها
پُشتی ها گلیم ها ...
در باور ساده ی کودکانه ام
همان جا بمانید
شاید هوای دلتنگی مرا بازگرداند
شاید پر از میهمان باشم آن روز
آی مترسک
آغوش بگشای
کلاغ سیاه طمع و تردید
به جوانه هایم نوک نزند
من خوشبختی های ساده ام را
گم کرده ام
خدایا مرا بازگردان
درودبریاران جااان،پگاهتان به ...نیکی
وشادی
- ۲.۳k
- ۲۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط